![]() |
![]() |
|
| بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه’عشق تر است |
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 10:4 توسط آوین |
|
یادته یه روز بهم گفتی قدر مادرتو بدون خیلی دوست داره.با اینکه همیشه حرفتو گوش میکردم ولی این بار انگار یادم رفت چی گفتی و دیروز بعد از این همه وقت ی اد حرفت افتادم.میلادم کاش حرفتو گوش می کردم..................................... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 9:59 توسط آوین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 17:11 توسط آوین |
|
|
نوشتن قشنگه در صورتی که به خاطر کسی یا چیزی بنویسی که ارزششو داشته باشه.ارزش چی؟؟؟ارزش اینکه قلمو دستت بگیری و بنویسی.خوب اینکه زحمتی نداره؟آره زحمتی نداره ولی ممکنه فرصت خیلی چیزارو ازت بگیره.نمی دونم والا فرصت چی ولی شاید بشه توی این مدت که مینویسی خیلی کارای دیگه هم بکنی.
امروز بهم گفتی دیگه حق نداری از بیرون بهم زنگ بزنی.هنوز حرفت تموم نشده گفتی نگو چرا که خودت دلیلشو بهتر میدونی و نمی خوام در این مورد بحث کنی و فقط دلم میخواد بگی چشم ومنم گفتم چشم چون میدونستم خوشت نمیاد بیرون وایسم و جلوی خیلی از آدما با تو حرف بزنم. حرفتو بدون چون و چرا قبول کردم چون میدونم هر چی میگی درسته و به خاطر خودمه.به هر حال دیگه بحث کردن بی مورد و باید حرفتو گوش کنم.فقط می خوام بدونی توی این مدت هر چی سختی کشیدم و هر کاری که کردم به خاطر تو بوده. تویی که همه چیزمی .راحت مینویسم دوست دارم چون گناهی نکردم.............. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 16:59 توسط آوین |
|
|
نمی دونم الان نصف شبی تو اتاقم چه چیزایی میتونه منو آروم کنه؟؟تخت خوابی که روش نشستم و همیشه ی خدا نامرتبه؟؟؟؟یا میز تحریر کوچیکی که هیچ وقت همت عوض کردنشو نداشتم یا حتی تمیز کردنشو.توی اتاق کوچیک من همه چی هست و هیچی نیست.خالی و پر از خاطره،خاطره هایی که شاید خیلیاش منو یاد تو میندازه،همیشه هر کس پاشو توی اتاقم می ذاشت اولین چیزی که توجهشو جلب میکرد نوشته های روی دیوارم بود و شاید اون نوشته ها برای من همه چیز بود و هیچی نبود،نوشته هایی که بعضیاش حالا حال خودمم به هم میزنه ولی حالا دیگه هیچ کدوم از اون نوشته ها نیست،شاید اینجوری عروسکای تو اتاقم بیشتر به چشم بیان یا شایدم قاب عکسی که هر بار با نگاه کردنش خودمو میبینم و یه دفعه یادم میفته که خیلی وقته یادم رفته کیم شاید از وقتی که تو شدی همی چیز من
کمک کن تا خودمو پیدا کنم قول میدم با پیدا کردن خودم تو رو گم نکنم...میلاد من |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 11:21 توسط آوین |
|
|
کاش آسمان حرف کویر را می فهمید
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 21:19 توسط آوین |
|
|
می خوام پولامو جمع کنم
نازتو بخرم بعد با پولام یه جعبه مداد رنگی بخرم نازتو بکشم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 9:28 توسط آوین |
|
|
سلام:
من تا ۳ روز دیگه هیچی نمینویسم میدونی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون دارم میام پیشت که تنها نباشی ببین............ببین......................................................... تنهات نمیزارم......................................................................میلاد من |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 21:18 توسط آوین |
|
میلاد من تنهام نزار................................. |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 21:17 توسط آوین |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 12:54 توسط آوین |
|
|
نگاه کن...همین گوشه...
این گوشرو میگم.کجا رو نگاه میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همین گوشه از دلم که نشستی به اندازه ی....به اندازه ی....به اندازه ی چی بگم آخه؟؟؟؟؟ آهان به اندازه ی تموم وجودت.... به خاطر نبودنت تنگ شده..... دلم گرفته ...................................... |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 12:52 توسط آوین |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 12:24 توسط آوین |
|
|
سلام به تویی که تنها بهانهی من برای نفس کشیدنمی:
میلاد من کاش میتونستم لحظه هامو سرشار از با تو بودن کنم کاش میتونستم از جام عشقت جرعه جرعه بنوشم تا سیراب بشم ولی مگه میشه از عشق تو سیر شد؟؟؟؟؟؟ مگه میشه لحظه هام رنگ تو رو نگیره کاش الان کنارم بودییییییییییییییییییییییی،خیلی تنهام....................... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 12:20 توسط آوین |
|
|
میشه مثل یه قطره بعضی ها رو از چشمت بندازی
ولی من مطمئنم هیچ وقت نمیتونی جلوی اشکی رو که با رفتن بعضی ها از چشمت جاری میشه بگیری.............................................. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 21:22 توسط آوین |
|
|
when i cry'i see you in my tears
rut i clean my tears there for no one can see you |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 15:49 توسط آوین |
|
|
کاش آن شب در گلستان خیال
ای گل وحشی نمی چیدم تو را |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 15:17 توسط آوین |
|
|
کاش آن شب در گلستان خیال
ای گل وحشی نمی چیدم تو را |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 15:16 توسط آوین |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 20:45 توسط آوین |
|
|
سلاخی میگریست
به قناری کوچکی دل بسته
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 20:36 توسط آوین |
|
|
شقایق گفت با خنده:نه بیمارم نه تب دارم اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی نه با این عشق وشیدایی نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی یکی از روزهایی کهزمین تبدار و سوزان بود وصحرا در عطش میسوخت تمام غنچه ها تشنه ومن بیتاب و خشکیده تنم در آتشی میسوخت ز ره امد یکی خسته به پایش خار بنشسته زآنچه زیر لب میگفت:شنیدم سخت شیدا بود نمیدانم........... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 17:42 توسط آوین |
|
|
حالم بده
چرا اینجا هیچ کس نیست حتی تو میلادم کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کاش کنارم بودی میلادم من خیلی میترسم کککککککککمممممممممککککککککککککککککککککککک |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 21:33 توسط آوین |
|
|
خدایا خدای خوبم:
میدونم تو اونقدر خوب و بزرگی که همیشه هوای بندهاتو داری و میدونم بخشنده ای و گناه بندهات زود میبخشی ببخش منو اگه گاهی از یادت غافل میشم ولی بازم خیالم راحته که تو باهامی خدایا هر شب بعد از نماز دعا میکنم که ازم نگیریش خدایا من بعد از تو اونو دارم پس مواظبش باش به تو سپردمس خدای خوبم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 19:11 توسط آوین |
|
میلادم دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 21:30 توسط آوین |
|
|
خیلی وقته توی وبلاگم چیزی ننوشتم ولی بازم برگشتم
برای تو تا بازم حرفام بنویسم پس سلام |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 21:17 توسط آوین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ حرفای دل تنگمه برای اونی که واقعا دوسش دارم .امیدوارم یه روز بفهمه که چه قدر عاشقش بودم.میسپارمش دست خدا خدایی که بهترینه
|
| پیوندهای روزانه |
|
دوست دارم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1385 تیر 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
|
RSS
|